صفحه 1 : همه دانا
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : خبر همدان
صفحه 4 : شهرستان
صفحه 5 : فرهنگی
صفحه 6 : همه دانا
صفحه 7 : ایران و جهان
صفحه 8 : اندیشه
۲۰
مرداد
۱۴۰۵
شماره
۶۲۳۲
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه رفیق شهیدم: خبرنگارها معمولاً پشت دوربین، میکروفن یا صفحه مانیتور میایستند تا دیگران را روایت کنند؛ اما جنگ گاهی قواعد را عوض میکند. یک موشک میآید، یک ساختمان فرومیریزد و ناگهان کسی که قرار بود خبر را بنویسد، خودش به تیتر خبرها تبدیل میشود.
قرار بود خبر جنگ را روایت کنند؛ قرار بود از پشت میز تحریریه، اتاق خبر یا محل مأموریت، مقاومت مردم ایران در مقابل جنایات آمریکا و اسرائیل را ببینند، ثبت کنند و به مردم جهان مخابره کنند. اما در بعضی روزها، فاصله میان «خبرنگار» و «خبر» از چند ثانیه هم کمتر میشود. تلفنها زنگ میخورند، خبرهای فوری روی خروجی میروند و ناگهان نام کسی که تا چند لحظه قبل در حال آمادهکردن خبر بوده، خودش در صدر اخبار قرار میگیرد. در جنگ 12روزه و پس از آن در جنگ رمضان، تعدادی از خبرنگاران، نیروهای رسانهای و روایتگران ایرانی در چنین نقطهای ایستادند؛ جایی که دیگر فرصت بازگشت به تحریریه، دیدن خانواده یا انتشار آخرین خبر باقی نماند.
روز خبرنگار، شاید بیش از آنکه فرصتی برای تکرار چند جمله آشنا درباره اهمیت رسانه باشد، زمان مناسبی برای بهیادآوردن همین آدمهاست؛ آدمهایی که نامشان در میان تیترها ماند، اما خودشان دیگر برنگشتند.
جنگ که تمام میشود، صدای انفجارها فروکش میکند، ساختمانها دوباره ساخته میشوند و میزهای تحریریه پر از خبرهای تازه میشود. اما جای بعضی صندلیها خالی میماند. تلفنی که دیگر زنگ نمیخورد، نامی که دیگر روی صفحه خبر ظاهر نمیشود و خانوادهای که هر سال در روز خبرنگار، بهجای تبریک، یک خاطره را مرور میکند.
روز خبرنگار برای این آدمها شاید همین باشد: فرصتی برای مکث؛ برای بهیادآوردن اینکه پشت هر خبر، انسانی ایستاده است. انسانی با خانه، خانواده، فرزند، آرزو و آیندهای که ممکن بود ادامه پیدا کند.
بعضی از آنها خبر را نوشتند؛ بعضی خبر را رساندند؛ بعضی از خبر محافظت کردند و بعضیها خودشان آخرین خبر شدند.
در این صفحه از رفیق شهیدم میهمان چند تن از شهدای خبرنگار و رسانه هستیم که به روح بلند همه آنها درود و سلام و صلوات می فرستیم.
شهید نیما رجبپور
فعالیت رسانه ای
در شب حادثه
در جنگ 12روزه، ساختمانها، مراکز نظامی و زیرساختها تنها هدف حملات نبودند؛ رسانه و آدمهای رسانه نیز در معرض موشکهای آمریکایی_صهیونیستی قرار گرفتند. شامگاه 26 خرداد، ساختمان مرکزی صداوسیما هدف حمله قرار گرفت و در همان حمله، نام نیما رجبپور نیز در میان شهدا قرار گرفت؛ سردبیر شبکه خبر و از فعالان باسابقه رسانهای که بیش از 15 سال از عمر حرفهای خود را در رسانه سپری کرده بود. حوزه فعالیت او عمدتاً اخبار دفاعی و امنیتی بود؛ حوزهای که در روزهای جنگ، شاید بیش از هر زمان دیگری بهدقت و سرعت نیاز دارد. رجبپور شب حادثه در محل کار خود حضور داشت و پس از مجروحیت شدید، صبح روز بعد به شهادت رسید.
شهیده فرشته باقری
روایتگری درباره ایثار و شهادت بخش مهمی از کار حرفهای او بود
فرشته باقری فرزند سردار سپهبد شهید محمدباقری نیز یکی دیگر از چهرههای رسانهای بود. فارغالتحصیل ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بوده و فعالیت رسانهای خود را از سال 1398 در خبرگزاری دفاع مقدس آغاز کرد. کاری که سرانجام خودش نیز به بخشی از همان روایت تبدیل شد.
شهید داریوش گودرزیکیا
نخستین شهید عکاس جنگ
شهید داریوش گودرزیکیا از سال 1355 به عنوان عکاس ایرنا مشغول به کار شد. با آغاز جنگ تحمیلی از سال 1360 عکاسی از جبهه را آغاز کرد. او در 29 مهرماه سال 1363 در منطقه عملیاتی میمک به شهادت رسید و با شهادتش لقب نخستین عکاس شهید دوران دفاع مقدس را به خود اختصاص داد. شهید داریوش گودرزیکیا در جبهه معتقد بود که عکاس جنگ، وقتی صدای سوت خمپاره را شنید، خیز نباید بگیرد، بلکه باید استوار ایستاده باشد و لحظه برخورد خمپاره را ثبت و ضبط کند. چرا که راه شهید، راه حسین است و راه حسین راه خداست، آیا میشود از این راه گذشت؟ به راحتی هر کس به این سعادت نمیرسد.
شهید اللهمراد نادری
از رسانه تا سنگرهای دفاع مقدس
شهید اللهمراد نادری از اهالی روستای تکه از توابع بخش مرکزی شهرستان نهاوند بود؛ جوانی که در کنار فعالیت رسانهای، به ورزش و بهویژه فوتبال و هنر عکاسی علاقه داشت.
نادری از کارکنان صداوسیما بود و فعالیت رسانهای خود را در شرایطی دنبال کرد که کشور درگیر تحولات مهم سیاسی و اجتماعی و سپس جنگ تحمیلی شده بود.علاقه او به رسانه، عکاسی و ورزش در کنار روحیه انقلابی و حضور در جبهههای دفاع مقدس، بخش مهمی از شخصیت این شهید نهاوندی را شکل داده بود.شهید اللهمراد نادری در 15 مرداد سال 1361 در منطقه عملیاتی قصرشیرین به شهادت رسید و نامش در شمار شهدای رسانهای شهرستان نهاوند برای همیشه ماندگار شد.
زندگی این شهید، نمونهای از پیوند میان رسانه، هنر، ورزش و فرهنگ ایثار و شهادت است؛ پیوندی که امروز نیز میتواند برای نسل جوان و فعالان رسانهای الگویی ارزشمند باشد.
شهید حسن باقری
خبرنگار جوانی که
نابغه جنگ لقب گرفت
هگمتانه، گروه رفیق شهیدم: غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری 25 اسفند 1334 در تهران زاده شد. وی دوره دبستان را در مدرسه مترجم الدوله و دوره متوسطه را در دبیرستان مروی به پایان رساند. در سال 1351 فعالیتهای سیاسی خود را علیه حکومت محمدرضا پهلوی آغاز کرد. وی تا خرداد 1358، در کمیته انقلاب اسلامی و برخی نهادهای دیگر فعالیت داشت. حسن باقری در سال 1358 با ورود به روزنامه جمهوری اسلامی در سرویس فرهنگی و سیاسی فعالیت خود را آغاز کرد به عنوان خبرنگار سفر 15 روزهای به لبنان و اردن انجام داد و گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابسامان مسلمانان در آن منطقه تهیه کرد. با شروع جنگ همراه با عدهای از اعضای سپاه پاسداران راهی جنوب کشور شد. در این دوره با استفاده از تجربیاتی که در زمان خبرنگاری خود در ایران و لبنان به دست آورده بود، به جمعآوری اطلاعات، نقشهها و کالکهای عملیاتی و ضبط صدا در جبهههای ایران پرداخت و این اسناد را به گزارشهای سازمانیافته تبدیل کرد. این نابغه جنگ در روز 9 بهمنماه سال 1361 وقتی در منطقه فکه مشغول شناسایی منطقه و آمادهسازی عملیات والفجر مقدماتی بود، در سنگر دیدهبان، مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت و همراه با توکل قلاوند، معاون اطلاعات قرارگاه نجف و مجید بقایی شهید شد.
شهید محمود صارمی
روز شهادتش
به نام خبرنگار ثبت شد
هگمتانه، گروه رفیق شهیدم: شهید محمود صارمی در خرداد 1347 در شهرستان بروجرد در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه شهید باهنر بروجرد سپری کرد و دوران متوسطه را در دبیرستان حضرت رسول (ص) در رشته علوم انسانی با موفقیت پشت سر گذاشت.
صارمی در سال 67 در آزمون سراسری رشته علوم انسانی دانشگاه تهران پذیرفته شد و دوران تحصیلات دانشگاهی خود را به طور جدی با موفقیت و در سختترین شرایط زندگی، با کارکردن برای امرار معاش و تأمین هزینههای تحصیل طی کرد.
محمود صارمی در دوران تحصیلات در دانشگاه بنا به وظیفه و احساس مسؤولیت از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به جبهههای کردستان، حلبچه و خرمشهر اعزام و 14ماه در این جبههها در کنار سایر رزمندگان اسلام، به دفاع از کیان و تمامیت ارضی کشور پرداخت.
صارمی در سال 71 با داشتن دانشنامه کارشناسی به استخدام سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی درآمد و به عنوان کارشناس متون خبری فعالیت خود را آغاز کرد. پس از چندصباحی استخدام در سازمان ایرنا، تشکیل خانواده داد و در سال 72 خداوند فرزندی به او عطا کرد و نامش را سینا نهاد.
صارمی در 26دی ماه سال 75 به عنوان مسؤول نمایندگی خبرگزاری جمهوری اسلامی راهی کابل افغانستان شد. زمانی که این کشور درگیر جنگهای داخلی بود و به خوبی میدانست در این سرزمین آشوب زده خطر به اسارت درآمدن و حتی شهادت وجود دارد، اما بر حسب وظیفه، رسالت و تکلیف این راه را انتخاب کرد. او با تنها سلاحش که ایمان و قلمش بود در آن وضعیت بحرانی کشور مصیبت زده افغانستان توانست مظلومیت مردم ستمدیده، زجر کشیده و بیدفاع و بی گناه بویژه مردم مزار شریف و جنایت گروه ضدبشری، متحجر و خائن طالبان را به طور صریح و سالم به گوش جهانیان برساند.
شهید صارمی حدود 20روز پیش از سقوط مزار شریف و به اسارت درآمدن و شهادت در افغانستان، دچار بیماری آپاندیس شد که با مشکلات فراوان و تلاش و پیگیری دوستانش به مدت پنج ساعت شبانه به دکتر رفته و در محیطی غیر بهداشتی، با فقدان امکانات، و بدون وجود نور کافی و برق، عمل جراحی کردند.
پس از گذشت دو روز از این جراحی، به ایران اعزام شد و با وجود اینکه دوران نقاهت خود را در تهران طی میکرد، پس از به اوج رسیدن جنگ افغانستان، مجدد 14مرداد 77 به کشور افغانستان و محل کارش مزارشریف اعزام شد. 17مرداد بود که خبر سقوط مزار شریف به دست طالبان، و به خاک و خون کشیدن، قتل عام زنان، مردان و کودکان بی گناه را به ایران و سراسر جهان مخابره کرد و پس از آن شنبه سیاه، دیگر کسی نبود تا خبر شهادت و یا به اسارت درآمدن او و 9دیپلمات و پرستوی عاشق، غریب و بی گناه را که در زیر زمین کنسولگری ایران به طور فجیعانه و با بی رحمی تمام توسط پیشرفتهترین سلاحهای آمریکایی به رگبار مسلسل بسته بودند به دنیا مخابره کند.
آری، سرانجام پیکر گلوله باران شده صارمی از دیار غربت آمد و روز شهادت او به نام روزخبرنگار ثبت شد.